درمورد ادبیات و هنر نوشته ای برای شما گردآوری کرده ایم با عنوان “نوبل ادبیات 2017 به کازو ایشی گورو رسید” که پیشتر بدان میپردازیم.

جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۷ به «کازوئو ایشی‌گورو» ـ نویسنده رمان «بازمانده روز» ـ رسید.

 وب‌سایت جایزه نوبل اسم «کازوئو ایشی‌گورو» نویسنده انگلیسی متولد ژاپن را تحت نام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۷ مطرح کرد.

در سایت جایزه نوبل آمده است: نوبل ادبیات به «ایشی‌گورو» که در رمان‌های پراحساس‌اش پرده از شکاف زیرین حس خیالی ما از تماس با جهان پرده برداشته است.

ایشی‌گورو در ژاپن به دنیا آمده و اسمی ژاپنی دارد. حروف اسمش در ژاپنی به معنای سنگ و سیاه هستند. دو رمان اول ایشان در ژاپن اتفاق می‌افتند ولی باید گفت خود ایشان در گفتگو‌های متعدد تأکید کرده که با ادبیات ژاپن آشنایی چندانی ندارد و آثارش شباهتی به ادبیات ژاپن ندارند. ایشی‌گورو در گفتگو‌ای در سال ۱۹۹۰ بیان می کند:«اگر اسم مستعاری انتخاب می‌کردم و کس دیگری پیدا می‌کردم که از عکسش به جای تصویر خودم استفاده کنم مطمئنم کسی به ذهنش نمی‌رسید که بگوید این آدم مرا یاد فلان نویسنده ژاپنی می‌اندازد.» با این وجود برخی نویسندگان ژاپنی تأثیری دورادور بر کار ایشان داشته‌اند، ایشی‌گورو خود تأثیر سینماگران ژاپنی مانند یاسوجیرو ازو و میکیو ناروسه را بیشتر می‌داند.

بیوگرافی کازو ایشی‌گورو

ویسندهٔ انگلیسی ژاپنی‌تبار است که خانواده‌اش وقتی پنج‌ساله بود به انگلستان مهاجرت کردند. ایشی‌گورو مدرک کارشناسی خود را در زبان انگلیسی و فلسفه از دانشگاه کنت در سال ۱۹۷۸ و مدرک کارشناسی ارشدش را در رشته نویسندگی خلاقانه در سال ۱۹۸۰ از دانشگاه انگلیای شرقی بدست آورده است.

ایشان یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان معاصر انگلستان است و در سال ۱۹۸۶ برای کتاب هنرمندی از جهان شناور برندهٔ جایزهٔ وایت‌برِد و در سال ۱۹۸۹ برای کتاب بازماندهٔ روز برندهٔ جایزهٔ بوکر شد. از بین کارهای ایشان کتاب‌های وقتی یتیم بودیم و هرگز رهایم مکن نیز به فهرست نهایی جایزهٔ بوکر راه یافتند. در سال ۲۰۰۸، مجله تایمز ایشان را در رده ۳۲ در بین ۵۰ نویسنده برتر انگلیسی از سال ۱۹۴۵ قرار داده است.

ایشی‌گورو ژاپن را در سال ۱۹۶۰ ترک کرد و تا سال ۱۹۸۹ که تحت نام بازدیدکننده موقت بنیاد ژاپن به آنجا مسافرت کرد به ژاپن برنگشت. در گفتگو‌ای با کنزابورو اوئه ،ایشی‌گورو تأیید می‌کند که صحنه‌پردازی دو رمان اولش تخیلی بوده است. «من با تصویر بسیار واضحی از کشور دیگر در ذهنم تربیت شدم. کشور دیگر بسیار مهمی که بستگی‌های عاطفی به آن داشتم. […] در انگلیس تمام مدت داشتم این تصویر را در ذهنم می‌ساختم. یک ژاپن خیالی.»

زمان بحث پیرامون میراث ژاپنی و تأثیر آن بر تربیتش ایشی‌گورو بیان می کند:«من بطور کلیً مانند انگلیسیها نیستم چون پدر و مادری ژاپنی در خانه‌ای ژاپنی‌زبان مرا بزرگ کرده‌اند. پدر و مادرم فکر نمی‌کردند که برنامه ریزی شده است مدتی به این طولانی‌ای در این کشور زندگی کنیم. آنها احساس مسئولیت می‌کردند که تماس مرا با ارزش‌های ژاپنی حفظ کنند. من تاریخچه‌ای متمایز دارم. جور دیگری گمان می نمایم و دیدگاه‌هایم اندکی با بقیه فرق دارد.» وقتی از ایشان پرسیدند تا چه اندازه خود را ژاپنی یا انگلیسی می‌داند گفت:«مردم دو سوم یک چیز و بقیه‌اش چیز دیگر نیستند. اخلاق، شخصیت و دیدگاه چیزی نیست که قسمت بشود.تکه‌ها به روشنی از هم جدا نمی‌شوند. مبدل به مخلوط یکنواخت بامزه‌ای می‌شوی. این چیزی است که در قسمت واپسین قرن حاضر بیشتر رواج یافته – آدم‌هایی با عرصه فرهنگی مختلف و تاریخچه نژادی مختلف. دنیا دارد به این سمت می‌رود.»

چندین عدد از رمان‌های ایشان در لحظه قبلی اتفاق می‌افتند. رمان هرگز رهایم مکن بن‌مایه‌های تخیلی و آتی‌گرا دارد با اینحال در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ روی می‌دهد. بدین جهت جریان در دنیایی خیالی می‌گذرد. رمان چهارم ایشان، تسلی‌ناپذیر، در شهری بی‌اسم در اروپای مرکزی اتفاق می‌افتد. بازمانده روز هم در خانه‌ای اشرافی حول و حوش از جنگ جهانی دوم روی می‌دهد. هنرمندی در جهان شناور در شهری بی‌اسم در ژاپن در دوران بازسازی بعد از تسلیم در جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد.

رمانهای ایشی‌گورو اغلب از زبان اول شخص نقل می‌شوند و راوی عموماً کاستی‌های شخصیتی دارد. شیوه ایشی‌گورو این است که به راوی اجازه دهد این خصوصیت‌ها را به تدریج در خلال جریان آشکار سازد. بدین خاطر نویسنده حس شفقتی در خواننده ایجاد می‌کند که دلیل می‌شود ایرادهای راوی را ببیند و در عین حال با ایشان حس همدردی داشته باشد. این احساس شفقت غالباً از رفتار راوی یا اغلب از انفعال ایشان ریشه می‌گیرد. در بازمانده روز آقای استیونز، سرپیش‌خدمت خانه، احساسات عاطفی خود را درمقایسه با خانم کنتن، سرخدمتکار خانه، نادیده می‌گیرد چون توانایی برقراری تعادل بین زندگی خصوصی و حس وظیفه‌شناسی و خدمت‌گذاری‌اش را ندارد.

جریان‌های ایشان اغلب بدون نتیجه‌گیری واضح هستند. مشکلات در مقابل شخصیت‌های جریان‌های ایشان در قبلی مدفونند و حل‌ناشده باقی می‌مانند. بدین جهت ایشی‌گورو خیلی از جریان‌هایش را با نوعی تسلیم و کنار آمدن غم‌انگیز به انتهای می‌برد. شخصیت‌هایش قبلی خود و آنچه اکنون شده‌اند را می‌پذیرند و اغلب درمی‌یابند که این پذیرش برایشان آرامش به ارمغان می‌آورد و به آشفتگی‌های ذهنیشان را به انتهای می‌رساند. این را می‌توان نوعی بازتاب ادبی پدیده مونو نو آواره در فرهنگ ژاپنی دانست.

کارهای

رمان‌ها

  • (۱۹۸۲) منظر پریده‌رنگ تپه‌ها (ترجمه امیر امجد نشر نیلا)
  • (۱۹۸۶) هنرمندی از جهان شناور (ترجمه یاسین محمدی انتشارات افراز)
  • (۱۹۸۹) بازماندهٔ روز (ترجمه نجف دریابندری نشر کارنامه)
  • (۱۹۹۵) تسلی‌ناپذیر (ترجمه سهیل سمی نشر ققنوس)
  • (۲۰۰۰) وقتی یتیم بودیم (ترجمه مژده دقیقی نشر هرمس)
  • (۲۰۰۵) هرگز رهایم مکن (هرگز ترکم نکن)(ترجمه سهیل سمی نشر ققنوس)
  • غول مدفون ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس

فیلمنامه

  • (۲۰۰۳) غمناک‌ترین موسیقی دنیا
  • (۲۰۰۵) کنتس سفید

جریان کوتاه

  • (۱۹۹۰) شام خانوادگی
  • (۲۰۰۱) دهکده بعد از تاریکی
  • (۲۰۰۹) شبانه‌ها: پنج جریان پیرامون موسیقی و شب (ترجمه علیرضا کیوانی‌نژاد نشر چشمه)

امیدواریم نوشته “نوبل ادبیات 2017 به کازو ایشی گورو رسید” مورد قبول علاقه مندان به ادبیات وهنر قرار گرفته است.