در اینجا جریان کوتاهی برای شما گردآوری کرده ایم با عنوان “جریان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه” که پیشتر بدان میپردازیم

نمکستان » جریان کوتاه دلچسب و آموزنده در باب خوشبختی ، پیشتر این جریان دلچسب را بخوانید.

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

سلطان بزرگی بعد از اینکه گرفتار بیماری سختی شد گفت : نصف قلمرو پادشاهی‌ام را به کسی می‌دهم که بتواند مرا معالجه کند

تمام طبیبان دور هم جمع شدند تا ببیند چگونه می شود شاه را معالجه کرد با اینحال نوانستند . تنها یکی از طبیبان گفت :

من می‌توانم شاه را معالجه کنم اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید پادشاه معالجه می شود

شاه سربازانش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد

آنها به تمام شهرها مسافرت کردند با این وجود نتوانستند آدم خوشبختی بیابند حتی یک نفر پیدا نشد که بطور کلی راضی باشد آن که ثروت داشت بیمار بود

آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت یا اگر فرزندی داشت فرزندانش بد بودن

خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند یک شب پسر شاه از کنار کلبه‌ای فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی بیان می کند

شکر خدا که کارم را تمام کرده‌ام سیر و پر غذا خورده‌ام و می‌توانم  بخوابم چه چیز دیگری می‌توانم بخواهم؟

پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند سربازان برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند با اینحال مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت

سایت تفریحی و سرگرمی نمکستان http://namakstan.net

امیدواریم از خواندن جریان کوتاه “جریان کوتاه آموزنده پیدا کردن مردی خوشبخت برای درمان پادشاه” نهایت لذت را برده باشید.