درمورد ادبیات و هنر نوشته ای برای شما گردآوری کرده ایم با عنوان “ادبیات نوجوان در ایران بسیار نوپاست و هنوز ژانرهای مختلف را تجربه نکرده” که پیشتر بدان میپردازیم.

 

 به نوشته خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) آذردخت بهرامی در عرضه خودش در گفتگو با سایت انتشارات مدرسه بیان میکند: «از دوره راهنمایی به بیماری نوشتن مکررا و خواندنِ خیلی مکررا دچار شدم و دوره‌ دبیرستان هم این بیماری عود کرد. طوری که روزی یک رمان می‌خواندم و فردایش می‌رفتم در مدرسه برای دوستان بیچاره‌ام تعریف می‌کردم. هنوز هم که هنوز است نتوانستم آرام بگیرم و نوشتن یکی از دو کار لذتبخشی است که از انجامش انرژی می‌گیرم.» 

آماری که این ایام از مطالعه در ایران داده می شود نشان از این است که سرانه مطالعه پایین است نظر شما درباره این مثال چیست؟
من به صحت محاسبه و ارقام نظر مثبتی ندارم. به نظرم سرانه‌ی مطالعه در ایران پایین صفر است. تیراژ کتاب‌ها نشان می‌دهد که همین چند ده تا نویسنده و مترجم و اهل کتاب‌مان، کتاب‌های همدیگر را هم نمی‌خوانند. دیگر چه انتظاری از مردم عادی باید داشته باشیم؟
در نوشته ای در محیط مجازی خوانده‌ام که خشونت و مطالعه با هم رابطه‌ای مستقیم دارند. موسسه‌ی مطالعاتی اقتصاد و صلح، مهم جهانی صلح را پخش کرده و در آن نتیجه گرفته کشورهایی که بیشترین سرانه‌ی مطالعه را دارند، آرام‌ترین و مهربان‌ترین کشورها هستند و برعکس، کشورهایی که کمترین مطالعه را دارند، با بیشترین جنگ‌ها و نزاع‌های خیابانی و خشم و نفرت سر و کار دارند. به نظرم جایش نیست که من اسم این کشورها را ببرم، چون محکوم می‌شوم به اروپا‌پرستی و یا سیاه‌نمایی در باب عراق و افغانستان و سودان و آفریقای مرکزی و کره‌ی شمالی و روسیه و سومالی و کنگو و پاکستان و نیجریه. پس هیچ اسمی نمی‌برم!

خیلی ها اعتقاد دارند که مطالعه می بایست از دوران کودکی و نوجوانی به عادت مبدل شود.شما چه پیشنهادهایی را برای بهتر شدن این مساله توصیه می دهید؟
اگر بتوانیم به تعداد دفعاتی که با بچه‌هایمان می‌رویم خرید، برایشان یک کتاب کودک هم بخریم، اگر بتوانیم در طرف دیگر خرید هر ده بسته شکلات یا چیپس و پفک، یک کتاب برای بچه‌هایمان بخریم، اگر هر شب یک جریان کوتاه برای بچه‌هایمان بخوانیم، اگر وقت انتظارِ فرصتِ دکتر یا لابراتوار از کیف‌مان یک کتاب دربیارویم و بچه‌مان را سرگرم کنیم، اگر توی اتوبوس و تاکسی و آژانس برای کودک‌مان مجله بخوانیم، مطمئنا کلی فرهنگ‌سازی می‌کنیم. اگر عیدی بچه‌های فامیل را با هدیه دادن کتاب‌هایی دلنشین و حیرت آور برگزار کنیم، اگر هدیه‌ی تولد بچه‌ها را به بن کتاب، یا کارت هدیه‌‌‌ی خرید از یک کتابفروشی مبدل کنیم، ممکن است تغییراتی در فرهنگ کتاب‌خوانی‌مان رخ دهد. سال‌های سال است که من به هر عیدی و هدیه‌ای، یک کتاب هم ضمیمه کرده‌ام. با این وجود نمی‌دانم به تعداد همین دفعات فحش هم خورده‌ام یا نه!
به غیر از این را‌هکارها، من برای دخترِ بدغذا و بی‌اشتهایم روزی ۱۸ تا کتاب می‌خواندم؛ درست وقت غذا خوردن. تنها آن موقع بود که محوِ قصه و نقاشی ِ کتاب‌ها می‌شد و رضایت می‌داد چند قاشقی هم غذا بخورد و قصه‌هایی مخصوص هم برایش ساخته بودم که خیلی دوست‌شان داشت. قصه‌هایی مرتبط به اقوام و فامیل و کارهایی که دوست داشت و جاهایی که دلش می‌خواست برود. برای این قصه‌ها تصویرسازی هم کرده‌ بودم، با کمک تصویر‌های اقوام و فامیل و عکس ها مجلات.
مدتی قبل این راهکارها را برای دوستِ اهل ِ قلمی تعریف می‌کردم. با تأسف سر تکان داد و زیرلب گفت: «بیچاره اون بچه‌!!!»

انتشارات مدرسه بنا دارد رمان نوجوان چاپ کند و برنامه‌های فراوانی در این عرصه دارد. آیا این انتشارات می‌تواند به نوجوانان کمک کند؟
از سال‌ها پیش احترام ویژه ای برای انتشارات مدرسه قائل بودم. من و دخترم یکی از علاقه مندان قدیمی و همیشگی این انتشارات بوده‌ایم. هم کتاب‌های کمک‌آموزشی و هم تولیدات و فروشگاه‌های این انتشارات مورد توجه و توجه من و دخترم بوده. با سابقه‌ی این انتشارات و با شناختی که  از مدیریت محترم و تازه این نشر دارم، مطمئنم خیلی زود بیننده پیشرفت‌های قابل‌توجهی در عرصه‌ی رمان نوجوان در این انتشارات خواهیم بود.

نویسنده‌های کودک و نوجوان چه قدر قادر اند در افزایش مطالعه کودکان و نوجوانان موثر باشند.
مطمئنا به هر میزان کارهای تألیفی دلنشین‌تر باشند و قصه و داستانی قابل‌توجه‌تر و نثری روان و شیرین داشته باشند و به موضوعات مورد توجه‌ی کودکان و نوجوانان بپردازند، مخاطبان بیشتری را جذب می‌کنند.

محیط کلی ادبیات کودک و نوجوان را چه طور می‌بینید؟
در دوره‌ای طلایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با دعوت از نویسندگان بسیار و اجرا جلسات نقد و بررسی کتاب به تولید کتاب‌هایی قابل توجه با تنوع موضوعی زیاد و نثر و نگارش محشر و تیراژ خوب برای مخاطب کودک و نوجوان دست زد. با تکیه بر محاسبه و گزارش‌ها و تا آنجا که خبر دارم این دوره، نتایج بسیار خوبی در جستجوی داشت و مخاطبین فراوانی به اشتراک نوجوانان داشت. بر طبق دلایل بسیار مطمئنم انتشارات مدرسه هم خیلی زود چنین دوره‌ی طلایی‌ای را تجربه خواهد نمود و در گسترش محیط ادبی کودک و نوجوان قدم بزرگ‌تری خواهد گذاشت.

این ایام کتاب‌های ترجمه شده در ژانرهای مختلف در مارکت دیده می شود و نوجوانان علاقه ویژه ای به گونه‌های مختلف ژانر هم یافته‌اند. دلیل چیست؟ دلیل را در گونه ژانر می‌دانید یا کمیت آن؟ با این وجود آمارحکایت از نزول تالیف و ضعف آن در مقابل ترجمه دارد. چه اتفاقی افتاده است که تالیف در ضعف قرار گرفته است؟
ادبیات نوجوان در ایران بسیار نوپاست و هنوز ژانرهای مختلف را تجربه نکرده. بر اساس صحبت خودتان، انتشار ژانرهای متعدد کتاب‌های ترجمه شده، دلیل شده توجه نوجوانان را با هرگونه خواست‌ای جلب کند. مطمئنا هم نوع ژانر و هم کمیت، در جلب مخاطب مؤثر است. عوامل متعددی دلیل شده که کارهای تألیفی در مقابل کارهای ترجمه شده در کفه‌ی سبک‌تر ترازو قرار بگیرد؛ وجود نظارت‌های متعدد و خواست‌ای بر کارهای، محدود بودن موضوعات قابل نگارش، پایین بودن دستمزد تألیف، تأمین نبودن نویسنده از جهت مالی و نبود آگهی و برگزار نکردن جلسات معرفی و نقد و امضای کتاب  در تمام شهرها، از این عوامل هستند.

آیا با تولید آثاری در ژانر فانتزی می‌توانیم مخاطب را به سوی کتاب‌های ایرانی بیاوریم. مکان طنز در ادبیات کودکان را چگونه ارزیابی می کنید؟ 
هر ژانری مخاطب ویژه خودش را دارد. با استناد به این که تا این لحظه ژانر فانتزی و طنز در ادبیات کودک و نوجوان حضور کمرنگ‌تری داشته، مطمئنا تولید چنین آثاری مخاطبان ویژه خودش را جذب خواهد نمود. در باب مکان طنز باید بگویم با حضور طنز در همه‌ی جنبه‌های زندگی موافقم و معتقدم طنز به‌جا و خوب ـ و نه لودگی یا هجو و هزل ـ در ادبیات کودک و نوجوان باعث جذب قشر بیشتری از مخاطبان خواهد شد.

آیا ادبیات کودک و نوجوان می تواند در قسمت بین‌المللی به رقابت پرداخت کند، با این وجود بوده‌اند با اینحال تعدادشان خیلی کم است مانند فرهاد حسن زاده.
بله، آقای حسن‌زاده، آقای مرادی کرمانی، و دیگر دوستان اهل قلم که تعدادشان کم است با اینحال امیدبخش.
دیر یا زود ادبیات کودک و نوجوان ما در قسمت بین‌المللی حضور پررنگ‌تری خواهد داشت با اینحال به خیلی چیزها بستگی دارد. تلاش بیشتر ناشران و نویسندگان، اصیل و به روز بودن کارهای تألیفی، کمرنگ شدن نظارت بر کارهای، پرداختن به ادبیات فولکلور و سود گرفتن از گنجینه‌ی غنی قصه‌های کهن ایرانی.

مخاطب نسل امروز با نسل قبلی چه تفاوتی دارند آیا در نوشتن به این نکته هم توجه می شود؟
نسل تازه، با بمبارانی از پیشرفت علم و تکنولوژی روبه‌روست و پیشرفت روزافزون جهان رنگین مجازی رقابت را برای عرصه‌ی ادبیات سخت‌تر کرده و جلب نظر مخاطب نسل امروز کاری محال به نظر می‌آید، با اینحال غیرممکن نیست. کتاب‌های «هری پاتر» خانم جی.کی.رولینگ مثال خوبی است برای ممکن بودن این امر به ظاهر محال. مطمئنا باید اختلاف اندیشه‌ی نسل‌ امروز با نسل قبلی، اختلاف خواست‌ی نسل‌ها و حتی نحوه‌ی اندیشه‌ی نسل تازه و سرعت تغییر عقاید این نسل، در تألیف کارهای مقرر کرده شود.

بسیاری از نویسندگان هم  خاطرات دوران قبلی خود را می نویسند، آیا مخاطب می‌تواند با آن‌ها همذات پنداری کند؟
ریتم پیشرفت زندگی امروزه آنقدر تند است که نسل ما لحظه به لحظه فاصله‌مان با آن‌ها بیشتر می‌شود. نویسنده اگر آزمایشات و خاطراتش را با تخیل بیامیزد و کاری آپدیت بنویسد، ممکن است بتواند مخاطبان بیشتری جذب ‌کند.

 تازه ترین کتابی که در اختیار نوشتن دارید چه اسم گذاری شده ؟ اسم و موضوعش  چیست؟
یک سری جریان و یک رمان در اختیار نگارش دارم، که مخاطب هردو بزرگسال است، که امیدوارم نه «تازه ترین کتابم» حتی «بروزترین کتابم» باشند.

امیدواریم نوشته “ادبیات نوجوان در ایران بسیار نوپاست و هنوز ژانرهای مختلف را تجربه نکرده” مورد قبول علاقه مندان به ادبیات وهنر قرار گرفته است.